الشيخ محمد الصادقي الطهراني

11

فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)

مانند ساير ابعاد اعجازش ، از تمامى فصاحت‌ها و بلاغت‌هاى زبان‌هاى ادبى موجود در جهان - و حتى از وحىهاى ديگر ربانى هم - برتر است ، و به تعبير مكررش « عربى مبين » روشنى روشن‌كننده است . و نيز : « وَكَذالِكَ أنْزَلْناهُ حُكْماً عَرَبِيّاً » . « 1 » كه « عربى » به معنى روشن و آشكار است ، و زبان عربى هم از اين‌رو عربى است كه آشكارترين زبان‌ها است ، كه : و اين‌گونه ( بلندپايه و جايگاه بلند ) قرآن را روشن و آشكار نهاديم ، كه اين « حكماً عربياً » هرگز در راه ربّانيش مشكلى ندارد ، كه در لغات و جملاتش ، در فهم آنها ، در علم و عقيده ، در عمل و تمامى درجات و مجالاتش هرگز برخوردى سلبى با حقايق نداشته ، و بسيار هموار و راهوار و رهنمون به‌سوى حقايقى است كه بايسته و شايسته مىباشد . آرى « قُرآناً عَرَبِيّاً غَيْرَ ذي عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ . » « 2 » قرآنى آشكار خالى از هرگونه كژى و ناهموارى ( و پر از همه‌ى راستىها در راستاى بيان حقيقت فرستاديم ) شايد آنها ( از بدىها و كژىها ) بپرهيزند . و اصولًا بيان آشكار قرآن بر دو مبناى متين استوار است ، نخست اينكه آخرين كاب شريعت ربانى و حجت بالغه‌ى اوست ، كه اگر اجمال و گنگى در بيانش باشد خود عذرى است در برابر پذيرش احكامش ، و خودْ جهالت ، ناتوانى و يا خيانت است كه حجت بالغه‌ى الهيه نابالغ و نارسا باشد ! و دوّم - كه خود اوست - اينكه قرآن خودْ آيت الهى و معجزه‌ى يگانه و جاويدان است براى پذيرش شريعتش ، كه بايستى براى پويندگان حقيقت همچون خورشيد روشن باشد ، از اين‌رو از نامهايش :

--> ( 1 ) - سوره‌ى الرّعد ، آيه‌ى 37 . ( 2 ) - سوره‌ى الزّمر ، آيه‌ى 28 .